سنگ بود شايد
آنچه در گلدان کاشتم
با هرچه اميد
جوانه نزد
نتوانست
ماهى خيال مىکرد
در خاک زنده مىماند
عجيب بود گلدان
عجيب بود تازه بهار
عجيب بود
عجيب بود
و پس
گريه کردم
زياد
کنار گلدان
شورى بر ماهى
شورى بر سنگ
شورى بر دلم
سنگ بود در خاک
دانه نداشت گلدان
خالى بود
ماهى نبود
ماهى نداشت دريا
دريا نبود
دريا نداشت
آنچه در گلدان کاشتم
با هرچه اميد
جوانه نزد
نتوانست
ماهى خيال مىکرد
در خاک زنده مىماند
عجيب بود گلدان
عجيب بود تازه بهار
عجيب بود
عجيب بود
و پس
گريه کردم
زياد
کنار گلدان
شورى بر ماهى
شورى بر سنگ
شورى بر دلم
سنگ بود در خاک
دانه نداشت گلدان
خالى بود
ماهى نبود
ماهى نداشت دريا
دريا نبود
دريا نداشت

1 Comments:
دلم گرفته ماهی
تو چرا بیشتر نماندی
دلم گرفته
زود بود
حتی نتوانستی صبر کنی
تا آب تنگ را یکبار عوض کنم
دوباره بی خوابم کردی
Post a Comment
<< Home